سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي
390
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )
از آن خدا ورسول ( صلى الله عليه وآله وسلم ) ، واين دلالت به اين وجه هست كه اضافه كرده عمر منع را به نفس خود ، واين منع به سبب ولايت سلطنت است . وظاهر است كه اين كلام لائق سخريه واستهزاى علما است ، ناقابل اعتنا ولائق اصغا ; زيرا كه اضافه نهى را به نفس خود ; چه دخل است در اثبات جواز منع از امرى كه منع آن شرعاً ثابت باشد ؟ ! پس ثابت شد كه غرض سرخسى همين است كه اضافه عمر منع را به نفس خود دلالت دارد بر آنكه اين منع مخصوص به أو بوده واز خدا ورسول ( صلى الله عليه وآله وسلم ) ثابت نشده ، وبه اين سبب استدلال كرده بر آنكه سلطان را اختيار است در انكحه . ونيز سابقاً دانستى كه رازي در اثبات اباحه متروك التسمية استدلال كرده به آنكه تخصيص شيء بذكر دلالت مىكند بر نفى حكم از ماعداى آن ( 1 ) ; پس قول عمر هم دلالت خواهد كرد بر اختصاص نهى به أو ، ونفى آن از خدا ورسول ( صلى الله عليه وآله وسلم ) . ونيز دانستى كه مخاطب لفظ ( صاحبكم ) را كه صدور آن از مالك بن نويرة احتمالا نقل كرده ، دليل ارتداد گردانيده ( 2 ) ; واين معنا هم دلالت دارد بر آنكه از قول عمر اختصاص نهى به أو ظاهر مىشود .
--> 1 . حيث قال في كتاب ترجيح مذهب الشافعي : ان تخصيص الشيء بالذكر يدلّ على نفي الحكم عمّا عداه . . وقد تقدّم في متعة النساء تفصيل كلامه ، فراجع . 2 . تحفه اثناعشريه : 262 - 263 .